الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

103

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

امّا بدون شك پاره‌اى از سخنان آنان قابل اين گونه توجيهات نيست و به راستى مىگويند در عالم هستى يك وجود بيشتر نيست و بقيّه خيال و پندار است و حتّى تصريح مىكنند كه بت‌پرستى هم اگر به شكل محدود در نيايد عين خداپرستى است ، چرا كه همهء عالم اوست و او همهء عالم است . اين سخن از هر كس كه باشد - علاوه بر اين كه مخالف وجدان بلكه بديهيّات است و يكسره علّت و معلول و خالق و مخلوق و عابد و معبود را انكار مىكند - از نظر عقايد اسلامى نيز لوازم فاسدى دارد كه بر كسى پوشيده نيست . چرا كه در اين صورت ، خدا و بنده و پيامبر و امّت و عابد و معبود و شارع و مكلّف مفهومى نخواهد داشت و حتّى بهشت و دوزخ و بهشتيان و دوزخيان همه يكى است و همه عين ذات اوست و اين دوگانگىها همه زاييده وهم و خيال و پندار است كه اگر پرده‌هاى پندار را پاره كنيم چيزى جز وجود او باقى نمىماند ! و نيز لازمهء آن ، اعتقاد به جسم بودن خداوند ، يا حلول و مانند آن مىشود . به اين ترتيب نه با وجدانيّات و دلايل عقل سازگار است و نه با عقايد اسلامى و قرآن مجيد و از همين جاست كه فقيه نامدار مرحوم محقّق يزدى - قده - در متن عروة الوثقى در بحث مربوط به كفّار مىنويسد : لا اشكال فى نجاسة الغلاة و الخوارج و النّواصب و أمّا المجسّمة و المجبّرة و القائلين بوحدة الوجود من الصّوفية اذا التزموا به احكام الاسلام فالاقوى عدم نجاستهم الّا مع العلم بالتزامهم بلوازم مذاهبهم من المفاسد ، « 1 » شكّى در ناپاك بودن غلات و خوارج و نواصب « 2 » نيست . امّا آنها كه قائل به جسميّت خدا و جبر هستند و همچنين گروهى از

--> ( 1 ) عروة الوثقى ، بحث نجاست كافر ، مسئلهء 2 . ( 2 ) « غلات » كسانى هستند كه در بارهء ائمه - عليهم السلام - مخصوصا على ( ع ) غلوّ كرده و او را خدا مىدانند يا متّحد با او مىشمرند . « خوارج » بازماندگان گروههايى هستند كه بر على ( ع ) خروج كردند و در نهروان با حضرتش جنگيدند و شكست خوردند و « نواصب » دشمنان اهل بيتند .